У нас вы можете посмотреть бесплатно تست روانی در روانشناسی مداراگرا - آیت الله محمدرضا نکونام или скачать в максимальном доступном качестве, которое было загружено на ютуб. Для скачивания выберите вариант из формы ниже:
Если кнопки скачивания не
загрузились
НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если возникают проблемы со скачиванием, пожалуйста напишите в поддержку по адресу внизу
страницы.
Спасибо за использование сервиса ClipSaver.ru
سلامتی انسان، کیفیتی چند ضلعی است که هم از معنا و هم از جسم متأثر میباشد. سلامت و بهداشت روانی امروز علمی تحویلینگر و یکجانبهگراست که بر محور پیشرفتهای صنعتی، به علم تبدیل شده است. روانشناسی امروز، جنبه باطنی و معناگرایانه و مینوی انسان و از همه مهم تر مداراگرا را در دیدرس اختراعات صنعتی ندارد و روانشناسی حکیمانه و همهجانبهنگر نیست. حصرگرایی روانشناسی و نیز داروهای شیمیایی و جراحی های تهاجمی محصول پزشکی نوین، گاه بدترین آثار سوء روحی روانی و معنایی را در پی دارد. ما در ابتدای این بحث، از بهداشت روانی میگوییم. مراد ما از بهداشت روانی، فعلیت تناسب و تعادل جامع روانی و توان حفظ آن با تکیه بر پیشگیری از انواع اختلالات در پرتو رعایت قواعد آن است. در عصر بیماریهای عصبی و تراکم اختلالات روانی، رعایت بهداشت روان بهترین نسخه سلامت است و میطلبد هر روز، زمانی برای تأمین آن به صورت ویژه اختصاص داده شود. بهداشت روان متأثر از دادههای بهداشتی روانشناسی علمی، نسخههای پزشکی سلامت و بهداشت بدن بهویژه در حوزه تغذیه و از همه مهمتر بهداشت ماورایی و مرتبط با عالم معناست. بهداشت روانی و جسمی تحت تأثیر پدیدههای ماورایی میباشد و تابع تهدیدهای آن، دچار اختلالات روانی و جسمی با منشأیی معنایی میشود. این اختلالات، به هیچ وجه با رواندرمانی و نسخههای پزشکی علاجپذیر نیست. در حقیقت، دخالت روانشناسان علمی، روانپزشکان یا پزشکان در معالجه اختلالات و بیماریهایی که منشأ معنایی و ماورایی و بیرون از روان و تن آدمی دارد، دخالت در حوزهای خارج از تخصص علمی آنان میباشد. متأسفانه، این بخش از اختلالات و بیماریها به سبب اینکه در حال حاضر فاقد متخصص و متولی میباشد، نه چنین عاملها و تأثیرهای بیماریزا و اختلالآور آن را میشناسد و نه حوزه پزشکی و روانشناسی دیدبان و پایش لازم برای شناخت متخلفان مداخلهگر را دارد. برای مثال، همانطور که روزی بیماریهای روانتنی برای برخی شناختهشده نبود و برای این بیماریهای جسمی، عاملی روانی در نظر گرفته نمیشد، برای اختلالات معناروانی و نیز معناتنی، ریشه ماورایی و غیرانسانی لحاظ نمیشود. چنین اختلالاتی نه ریشهای روانی دارد نه ریشهای بدنی، بلکه به طور کلی به عاملی خارجی و بیرونی مرتبط است. در میان عرف عام، گاهی جنزدگی، بختک و جادو را عامل معنایی بعضی اختلالات میدانند. شناخت عاملهای معنایی برخی بیماریها و اختلالات، در گذشته توسط برخی از عالمان قدیس و در حوزههایی خصوصی شیعی انجام میگرفته و قواعد آن، سینه به سینه به شایستگان امانتدار منتقل میشده است. این دادهها با مطالعه تطبیقی میان علوم مرتبط قابل دانشی شدن و انتقال به مراکز علمی امروز است. فقدان این علم در مراکز علمی و متخصصان آن در مراکز درمانی، جفاهای فراوانی را به برخی از مردم وارد میکند و آنان افزون بر تحمل هزینههای سنگین درمانی، نهتنها گاه بهبودی نمییابند، بلکه بیماریهای آنان شدت و تنوع مییابد. در سلامت مداراگرا، پزشکی باید طبیبانه باشد. طبّ به معنای رفاقت ماهرانه و محبت حاذقانه میآید. بنابراین پزشکی طبیبانه به معنای تخصص درمانگری محبانه است. مادهشناسی «طب» میگوید این واژه در معنای خود، دو عنصر «رفق» و «حذاقت» را دارد. طبیب، ماهری آگاه و حاذق و دقیق و رفیقی نرم و مهربان میباشد. پزشک، در این نوع سلامت به کسی اطلاق میشود که هم دقت دارد و سطحیاندیشی، سادگی، زودباوری، عجولی، تندی و شتابزدگی در او نیست و هم نرمی را میفهمد و خشونت و تهاجم در روش کاری و در رفتارهای خود ندارد. او دوستدار بیمار خود است و بیمار نیز او را رفیق خود مییابد. طبیب وصف کسی است که توجه، دقت، آگاهی، علم و تخصص را با نرمی، مواظبت و دوری از عجله، تندی و خشونت دارد. در گذشته واژه طب را که دو عنصر دقت و نرمی و رفق را در خود دارد، برای «سِحر» نیز به کار میبردند و طبیبان را ساحر میدانستند؛ زیرا سحرهای مجاز میتوانست آدمی تند، تیز، وحشی و خشن را نرم، ملایم، آرام و رام کند و او را به آرامش برساند. امروزه روانپزشکی مشکلات روانی را با زنجیر داروهای شیمیایی اعتیادآوری همچون دیازپام (والیوم) رام میسازد. در حقیقت علمالابدان گذشته، دارای دو شعبه طب و سحر بود و علمالابدان در هر دو حوزه خود نرمی و بساطت را برای طبیب و ساحر لازم میدانست و افراد فاقد چنین صفتی را به درون نظام استادمحور و سیستم محافظتشده خود ورود نمیداد و طبیبان و ساحران نظامی گزینشی داشتند نه پذیرشی و به سبک دانشگاههای امروزی. علمالابدان، سحر را از آن روی برای سلامت لازم میدانست و آن را از شعبههای خود میدانست که ساحران توانایی آرامشبخشی به مجنونان و ناسازگاران را داشتند. آنان در درمان جنزدگی، آزارهای شیطانی و بختکها تبحر داشتند. این نوع اختلالات معنایی نه با ورزش درمان میشود، نه تغییر در تغذیه و نه از طب برمیآید و نه از روانشناسی علمی. این عاملهای معنایی ـ به هر نام که خوانده شوند ـ برای علم امروز غریب و ناشناخته است. بیشترین زمینههای درمانی چنین بیمارانی در قرآنکریم و در اسماء حسنای الهی وجود دارد. بنابراین، «قرآندرمانی» و «اسمادرمانی» از مهمترین فروع ذکردرمانی در روانشناسی مداراگرا میباشد که با شناسایی منبع قدرت بیرونی و ورایی که نوعی اختلال را در روح، روان یا در بدن فرد تزریق میکند، ذکر مناسب با دفع آن را تشخیص میدهد و آن را برای بیمار تجویز میکند. این کار چون در روندی بسیار نرم، آرام، عیر تهاجمی، دور از خشونت و با آگاهی و دقت و حذاقت انجام میشود، «مداراگرا» نام دارد. آیت الله محمدرضا نکونام