У нас вы можете посмотреть бесплатно درس سی و دوم --- بیان حسرت و داستان گویی или скачать в максимальном доступном качестве, видео которое было загружено на ютуб. Для загрузки выберите вариант из формы ниже:
Если кнопки скачивания не
загрузились
НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если возникают проблемы со скачиванием видео, пожалуйста напишите в поддержку по адресу внизу
страницы.
Спасибо за использование сервиса ClipSaver.ru
در این درس به دو موضوع مهم و مرتبط میپردازیم: بیان حسرت و اشتباهات گذشته با استفاده از "should have" و "ought to have" و نشانگرهای زمانی مختلف در انگلیسی که به شما کمک میکنند داستانها و توضیحات خود را به ترتیب زمانی منظم کنید. بیان حسرت گذشته: "Should have" و "Ought to have" وقتی در گذشته کاری باید انجام میدادهاید اما انجام ندادهاید و اکنون از آن پشیمان هستید، از این ساختارها استفاده میکنید. معنی و مفهوم: این ساختارها نشان میدهند که: کاری در گذشته لازم بوده انجام شود اما انجام نشده است و اکنون حسرت یا پشیمانی وجود دارد ساختار: should have + past participle ought to have + past participle مثالها: با "should have": I should have studied harder for the exam. (باید سختتر برای امتحان درس میخواندم.) ← اما نکردم و احتمالاً نتیجه بدی گرفتم. She should have called me earlier. (باید زودتر به من زنگ میزد.) ← اما نکرد و این باعث مشکل شد. They shouldn't have spent all that money. (نباید همه آن پول را خرج میکردند.) ← اما کردند و اکنون پشیمان هستند. با "ought to have": (رسمیتر) You ought to have told me the truth. (باید حقیقت را به من میگفتی.) ← اما نگفتی. He ought to have been more careful. (باید بیشتر مراقب میبود.) ← اما نبود. تفاوت "should have" و "ought to have" ویژگی should have ought to have کاربرد بسیار رایج کمتر رایج سطح رسمیت عمومی، همهجا رسمیتر تلفظ /ˈʃʊd hæv/ /ˈɔːt tə hæv/ نکته: در گفتار روزمره، "should have" رایجتر است. "Ought to have" بیشتر در موقعیتهای رسمی یا نوشتاری استفاده میشود. شکل کوتاه شده در گفتار در مکالمه غیررسمی، اغلب شکلهای کوتاه شده استفاده میشوند: should have → should've (/ˈʃʊdəv/) ought to have → ought to've (/ˈɔːt təv/) مثال: I should've known better. (باید عاقلتر میبودم.) نشانگرهای زمانی (Time Markers) نشانگرهای زمانی کلمات یا عباراتی هستند که زمان وقوع یک اتفاق را مشخص میکنند. این نشانگرها به ما کمک میکنند تا داستانها، فرآیندها یا رویدادهای تاریخی را به ترتیب زمانی منظم بیان کنیم. ۱. برای شروع یک دوره یا رویداد: Initially / At first (در ابتدا) Initially, the factories were quite small. During the 1980s (در طول دهه ۱۹۸۰) During the 1980s, people invested money. ۲. برای ادامه و استمرار: Throughout the 1990s (در سراسر دهه ۱۹۹۰) Throughout the 1990s, the factories grew. ۳. برای نقاط اوج و بحران: Peaked in 2004 (در سال ۲۰۰۴ به اوج رسید) Pollution peaked in 2004. By that time (تا آن زمان) By that time, many trees had died. ۴. برای وقایع بعدی و نتایج: Following new laws in 2005 (پس از قوانین جدید در ۲۰۰۵) Following new laws, pollution levels dropped. Since then (از آن زمان به بعد) Since then, there have been signs of recovery. دستهبندی نشانگرهای زمانی پرکاربرد الف. نشانگرهای شروع: At the beginning (در آغاز) In the early stages (در مراحل اولیه) Originally (در اصل) ب. نشانگرهای ادامه: Meanwhile (در همین حال) During this period (در طول این دوره) As time went on (با گذشت زمان) ج. نشانگرهای پایان: Eventually (در نهایت) In the end (در پایان) Finally (سرانجام) د. نشانگرهای ترتیب: First / Firstly (اول) Next / Then (بعد، سپس) After that (پس از آن) Finally (در آخر) ترکیب "should have" با نشانگرهای زمانی میتوانیم برای بیان دقیقتر حسرتها از نشانگرهای زمانی استفاده کنیم: Earlier, I should have... Earlier, I should have asked for help. (زودتر باید کمک میخواستم.) By that time, we should have... By that time, we should have realized the problem. (تا آن زمان باید مشکل را درک میکردیم.) From the beginning, they should have... From the beginning, they should have planned better. (از اول باید بهتر برنامهریزی میکردند.) تمرین ترکیبی سناریو: یک دوست دیر به قرارتان رسیده است. با ترکیب "should have" و نشانگرهای زمانی، حرفهای زیر را بزنید: ۱. قبل از خروج از خانه: You should have left home earlier. ۲. در طول مسیر: During the journey, you should have checked the traffic. ۳. وقتی دیر شد: By the time you realized you were late, you should have called me. ۴. در نهایت: Eventually, you arrived, but you should have been more considerate. نکات مهم تفاوت با "could have": should have: برای کاری که وظیفهتان بوده انجام دهید could have: برای کاری که توانایی انجامش را داشتید اما نکردید استفاده در انتقاد مودبانه: گاهی برای انتقاد غیرمستقیم استفاده میشود: Perhaps you should have considered the consequences. (شاید باید عواقب را در نظر میگرفتی.) جمعبندی با یادگیری این ساختارها: میتوانید پشیمانیها و حسرتهای گذشته را به روشنی بیان کنید میتوانید داستانها و رویدادها را با ترتیب زمانی منظم تعریف کنید نقشه زمانی وقایع را در ذهن شنونده ایجاد میکنید در گفتار و نوشتار دقیقتر و سازمانیافتهتر میشوید راهکار عملی: دفعه بعد که دیروز یا گذشته خود را مرور میکنید، سعی کنید با استفاده از "should have" و نشانگرهای زمانی، آن را به انگلیسی توصیف کنید. در درس بعدی درباره "جملات مجهول پیشرفته" صحبت خواهیم کرد. سوالی دارید؟ در بخش نظرات بپرسید. با آرزوی درسگرفتن از گذشته و حرکت به سوی آیندهای بهتر! ⏳📚✨