У нас вы можете посмотреть бесплатно گلهای رنگارنگ 316 ابوعطا или скачать в максимальном доступном качестве, видео которое было загружено на ютуб. Для загрузки выберите вариант из формы ниже:
Если кнопки скачивания не
загрузились
НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если возникают проблемы со скачиванием видео, пожалуйста напишите в поддержку по адресу внизу
страницы.
Спасибо за использование сервиса ClipSaver.ru
گلهای رنگارنگ 316 ابوعطا این هم آهنگ دیگر ازعارف درمایۀ حجاز آهنگساز: عارف قزوینی تنظیم آهنگ: روحالله خالقی با همکاری احمد عبادی, نوازندگان: ارکستر گلها (ابوعطا) اشعار : مولوی, هلالی جغتائی, ابوالحسن ورزی, عارف خوانندگان : مرضیه, قوامی گوینده: آذرپژوهش آذرپژوهش : از كفم رها شد قرار دل نیست دست من اختیار دل خون دل بریخت از دو چشم و من خوش دلم از این انتحار دل عارف قزوینی خواننده ترانه: مرضیه از كفم رها شد قرار دل نیست دست من اختیار دل دل به هر كجا رفت و برنگشت دیده شد سفید ز انتظار دل من پریشم بلای جان خویشم بود عشق تو كیشم به جانبازی چو از پروانه پیشم بده درد و بلا ز اندازه بیشم "عارف" این قدر لاف تا به كی شیر عاجز است از شكار دل خون دل بریخت از دو چشم من خوش دلم از این انتحار دل ترانه سرا: عارف قزوینی آذرپژوهش : رخت به جلوه همان شمع محفل است كه بود ولی دریغ دل من نه آن دل است كه بود فغان كه دیده دل تار شد و گرنه هنوز همان چراغ مرا در مقابل است كه بود شاعر - گمنام خواننده آواز: حسین قوامی - فاختهای دردی است در این دل كه هویدا نتوان كرد سری است در این سینه كه پیدا نتوان كرد تا دیدۀ ما را ندهد حسن تو نوری در باغ جمال تو تماشا نتوان كرد تا دیده نپوشیم ز روی همه اغیار اندیشۀ آن چهرۀ زیبا نتوان كرد عالم چو همه میكدۀ بادۀ عشق است مستی می و عشق به یك جا نتوان كرد چون از دل عاشق خبری نیست كسی را انكار دل عاشق شیدا نتوان كرد مولوی - غزل گوینده: آذرپژوهش رفتی از دیده و دل محو تماشاست هنوز عكس روی تو در این آینه پیداست هنوز هركه در سینه دلی داشت به دلداری داد دل نفرین شده ماست كه تنهاست هنوز ابوالحسن ورزی- رباعی خواننده ترانه: مرضیه "عارف" این قدر لاف تا به كی شیر عاجز است از شكار دل خون دل بریخت از دو چشم خوش دلم از این انتحار دل من پریشم بلای جان خویشم بود عشق تو كیشم به جان بازی چو از پروانه پیشم بده درد و بلا ز اندازه بیشم ای كه می روی از كنار من غافلی تو از حال زار من می بری ز دل یادگار من تا سیه كنی روزگار من گل عذارم كه رفتی از كنارم تویی باغ و بهارم به گلزار محبت گرچه خارم بهاری جان فزا در سینه دارم ترانه سرا: عارف قزوینی آذرپژوهش : ای که می پرسی زمن ماه مرامنزل کجاست منزل او دردل است اما ندانم دل کجاست هلالی جغتایی - غزل