У нас вы можете посмотреть бесплатно کمونیسم به زبان ساده | کمونیسم اون چیزی نبود که فکرش رو میکردم или скачать в максимальном доступном качестве, которое было загружено на ютуб. Для скачивания выберите вариант из формы ниже:
Если кнопки скачивания не
загрузились
НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если возникают проблемы со скачиванием, пожалуйста напишите в поддержку по адресу внизу
страницы.
Спасибо за использование сервиса ClipSaver.ru
لینک حمایت مالی (تمامی مبالغ برای خرید تجهیزات بهتر برای بهبود کار خواهد شد): https://hamibash.com/taherbayrami بیایین یک جامعه ای رو با هم تصور کنیم جامعه ای که هیچ طبقه اجتماعی وجود نداره و همه باهم برابر هستند و همه امکانات به طور یکسان در اختیار همه هست و جامعه ای که هیچ پولی وجود نداره وهمه با هم برای هم در حد توانشون کار میکنن و فقط به مقداری که نیاز دارن از هر چیزی دارن مصرف میکنن. جامعه ای بر مبنای آزادی،برابری، برادری،عدالت اسم یه همچین جامعه ای ، کمونیسم هست. میبینیم که برخلاف اون چیزی که این کلمه برای ما تداعی میکنه کمونیسم اتفاقا خیلی هم داره حرفای خوب و عادلانه ای میزنه ولی متاسفانه وقتی به کشور های کمونیسم داریم نگاه میکنیم اصلا چنین چیزی رو نمیبینیم .انگاری یه جای کار ایراد داره، پس بیایین با هم این قضیه رو بفهمیم. قبل از هر چیز باید کمونیسم رو بفهمیم. همون طور که میدونید هر جا که حرفی از کمونیسم زده میشود اسم کارل مارکس و فردریش انگلس میدرخشد.این دو نفر در سال 1848 مانیفست کمونیسم رو نوشتند. و تمرکز اصلیشون روی این موضوع بود که در این دوران صنعتی شدن در این جوامع سرمایه داری قشر کارگر در حال استثمار هست،چطوری؟ بزارین با یه مثال اینو براتون توضیح بدم : فرض کنید یک نفر صاحب یه مزرعه بزرگی هست یا هم یه کارخونه داره و کلی نیروی کار و کارگر هم داره.کارگر ها کار میکنند و نتیجه نهایی به عنوان یک محصول به فروش میفرسد.پول حاصله رو صاحب زمین یا کارخونه میگیره.این پول 3 تا قسمت داره : پولی که باید برای کارگرها پرداخت بشه،پولی که صرف خرید مواد اولیه برای تولید میشود و سود نهایی خالص که برای صاحب کارخونه هست.با این که کارگر بیشترین زحمت رو کشیده ولی هیچ سهمی از سود حاصله نمیبرد ولی صاحب کارخونه فقط بخاطر اینکه ابزار تولید رو در اختیار داره ( این میتونه هر چیزی باشه) همه سود رو میبره ( که از دیدگاه مارکس اینا بورژوازی هستند ) و قشر کارگر هم برای گذران زندگی و پول درآوردن باید توان جسمی خود را بفروشد ( اینا هم پرولتاریا هستند) و این از دیدگاه این فیلسوفان آلمانی یعنی بی عدالتی و باید این وضعیت تغییر کنه. یعنی اینطوری باشه ابزار تولید بطور کلی در اختیار پرولتاریا باشه و مالکیت شخصی نباشه و همه با هم حتی صاحب کارخونه و کنار هم کار کنند و سود حاصل هم بطور برابر برای همه باشد اگر قرار هست فقیر باشیم همه فقیر و اگر ثروت پس همه ثروتمند شویم. خیلی جالبه نه؟ آدم به فکر فرو میره که اینا از کجا به ذهنشون اومده ها؟ باید بگم که کمونیسم در واقع نسخه تغییر یافته و یک پله پیشرفت کرده سوسیالیسم هست. سوسیالیسم هم میگه که ابزار تولید در اختیار دولت باشه و دولت ناظر بر تخصیص سود برابر و یکسان بین مردم باشه و برخلاف سیستم سرمایه داری که بیشتر به صورت خصوصی بوده تا دولتی و رقابت شدید بینشان وجود داره اینجا همه با هم برای یک هدف کار میکنند. خوب اینا چیزایی بودن که فقط روی کاغذهایی نوشته شدند که هیچ کس نه اهمیتی میدهد و نه به ارزشمندی این نوشته ها توجهی میکند و سالیان سال میگذرد و این فیلسوفان میمیرندبدون آنکه ثمره عقاید خودشون رو ببینند غافل ازینکه این افکار همه بذر هایی بودند برای انقلاب هایی بزرگتر درآینده و در سال 1917 اولین ثمره حاصل شد .انقلاب بزرگ روسیه و تولد اولین کشور کمونیستی و بعد از آن گسترش کمونیسم شروع شد و به زودی کشور های زیاد دیگری هم کمونیست شدند. ولی سیستم حکومتی این کشور ها علیرغم کمونیست بودن یکسان نبودند. در واقع هر کشور سعی داشت نسخه دلخواه خودش از کمونیسم رو در کشورش اجرا کنه نه اون چیزی که واقعا کمونیسم بوده. کمونیسم حاکم بر شوروی ابتدا لنینیسم بود بعدا استالینیسم یا در چین مائوئیسم یا در کره شمالی جوچه و ... و نسخه ای از کمونیسم که حاصل عقاید مارکس بود مارکسیسم نامیده میشد نامیده میشود. نکته جالب اینه که وقتی به این جوامع نگاه میکنیم متوجه میشویم اینا در ظاهر و به اسم کمونیست بودند ولی در اصل فقط سوسیالیست بودند و همون شوروی یا USSR هم در اصل union of soviet socialist repulics بود و واقعیت اینه که هیچ وقت جامعه کمونیستی با آرمانهایی که وعده میداد وجود نداشته و نخواهد داشت. و از این دولت های کمونیست در حال حاضر فقط 5 کشور باقی مونده : چین ،کره شمالی،لائوس،کوبا،ویتنام. مابقی هرکه بود یا نابود شد یا انقلاب شد و تغییر پیدا کردند و دلیل اصلی این نارضایتی عمومی از این سیستم های به ظاهر کمونیستی فقر و اقتصاد بد آن جوامع بود. یکی از دلایل اصلی این موضوع اینه که برخلاف جوامع کاپیتالیسم که رقابت بالا هست و این رقابت رشد و پیشرفت میاره در جوامع سوسیالیسم انگیزه ای برای این رغبت وجود نداره مثال بارزش میتونه کارایی افراد در شرکت های خصوصی با ادارات دولتی باشه و همین موضوع باعث تضعیف اقتصاد و فروپاشی بزرگترین کشور جهان در قرن بیستم شد. #کمونیسم #سوسیالیسم #مارکسیسم