У нас вы можете посмотреть бесплатно تدریس آلمانی؛ zur Arbeit, auf Arbeit, in Arbeit, ... или скачать в максимальном доступном качестве, видео которое было загружено на ютуб. Для загрузки выберите вариант из формы ниже:
Если кнопки скачивания не
загрузились
НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если возникают проблемы со скачиванием видео, пожалуйста напишите в поддержку по адресу внизу
страницы.
Спасибо за использование сервиса ClipSaver.ru
شاید برای شما هم سوال باشه که تفاوت دقیق بین «Ich gehe zur Arbeit» با «Ich gehe in die Arbeit» چیه؟ و یا تفاوت بین «an der Arbeit»، «auf der Arbeit» و «bei der Arbeit» با اونها چیه؟ نکته ی جالبیه نه؟ مقدمه را خودت تا اسلاید شماره.۸ بگو اسلاید نه فعل گهن وقتی از «Arbeit» با حرف اضافه «zu» استفاده میکنیم، منظورمون جایی که درآن کار میکنیم میرویم. «Ich gehe zur Arbeit» یعنی من به جایی که کار میکنم میروم؛ من به آنجا نقل مکان میکنم. وقتی یک پزشک میگوید «Ich gehe zur Arbeit»، منظورش اینه که مثلاً «من به بیمارستان میروم» است. وقتی یک معلم این را میگوید، یعنی مقصد او مدرسه است. منظور شخص دیگری دفتر کار اوست. بنابراین همیشه صحبت از مکان است. مثلاً می گوییم «Ich fahre mit dem Bus zur Arbeit» ، «Ich gehe zu Fuß zur Arbeit» یا «Ich habe heute keine Lust zur Arbeit zu gehen». اما در برخی از مناطق آلمان از عبارات دیگری استفاده می شود. به خصوص در جنوب آلمان، "Ich gehe in die Arbeit" را نیز می شنوید. "Ich gehe auf die Arbeit". اما استاندارد آلمانی «Ich gehe zur Arbeit» است. اسم «کار» همچنین میتواند با جایگاه «an» در عبارات «رفتن به محل کار» و «رسیدن به محل کار» استفاده شود. an die Arbeit gehen sich an die Arbeit machen تصور کنید که تازه استراحت ناهار کردهام و بعد میگویم: Jetzt gehe ich wieder an die Arbeit «باشه، حالا برمیگردم سر کار.» این یعنی دارم به کارم ادامه میدهم. استراحت کردم، استراحت تمام شد و دارم به کارم ادامه میدهم. این عبارات به معنای «شروع کار» هستند. به عنوان مثال، wir müssen uns jetzt an die Arbeit machen. Der Bericht muss übermorgen fertig sein. «ما باید الان به سر کار برویم.» «گزارش باید پسفردا تمام شود» به این معنی است که ما هنوز کار روی گزارش را شروع نکردهایم. ما باید الان شروع کنیم زیرا باید تا فردا تمام شود. ضمناً، این لزوماً مربوط به کاری نیست که بابت آن حقوق میگیرید؛ کار میتواند به سادگی یک کار بزرگتر باشد. برای مثال، اگر بخواهم آپارتمان را تمیز کنم، میتوانم بگویم: Ich mache mich mal an die Arbeit. یعنی «الان دارم شروع به تمیز کردن آپارتمان میکنم.» شاید اصطلاح «an die Arbiter!» را هم شنیده باشید. این یک دستور است؛ یعنی «برویم، شروع به کار کنیم.» زاین: وقتی می گویم "Ich bin auf der Arbeit"، پس... منظورم این است که من در حال حاضر در محل کارم هستم، نه در خانه. بنابراین، من در حال حاضر در مطب هستم، یا معلم در مدرسه، دکتر در بیمارستان، و غیره. به عنوان مثال، می توانید بگویید: Ich bin doch auf der Arbeit aber ich mache in fünf Minuten Feierabend und komme dann nach Hause "من سر کار هستم، اما پنج دقیقه دیگر تمام می کنم و سپس به خانه می آیم." با این حال، اغلب مردم به سادگی دقیقاً میگویند که کجا هستند: Ich bin noch im Büro. Ich bin noch in der Schule. «من هنوز در دفتر هستم»، «من هنوز در مدرسه هستم» و غیره. حتی اگر به طور کلی بخواهم وضعیت محل کارم را توصیف کنم، میگوییم Auf der Arbeit. «در محل کار». به عنوان مثال،: Ich habe total Stress auf der Arbeit, weil meine Kollegin seit drei Wochen krank ist. من در محل کار استرس زیادی دارم زیرا همکارم سه هفته است که بیمار است. این بدان معناست که کار من در حال حاضر خیلی استرسزا است. همچنین تفاوتهای منطقهای وجود دارد، به خصوص در جنوب آلمان، و فکر میکنم در اتریش نیز. مردم میگویند Ich bin noch in der Arbeit. «من هنوز سر کار هستم» بعضی جاها ، شما ممگنه بگن: Ich bin noch auf Arbe «من هنوز سر کار هستم» یعنی بدون حرف تعریف. البته ، این خیلی محاورهایه. وقتی از حرف اضافه bei استفاده میکنم، چه معنایی دارد؟ در اینجا منظور محل کار نیست بلکه کار به معنی انجام یک فعالیت است. Josef ist sehr konzentriert bei der Arbeit. به این معنی است که «اریک موقع کار کردنبسیار متمرکز کار میکند». به عنوان مثال Stör mich nicht bei der Arbeit. به این معنی است که «در حین کار من را آزار نمیدهد». تفاوت bei و auf Arbeit چیه؟ Ich höre auf der Arbeit gerne Musik. . «من دوست دارم در محل کار به موسیقی گوش دهم» به این معنی است که «من دوست دارم در جایی که کار میکنم، مثلاً در دفتر، به موسیقی گوش دهم.» Ich höre bei der Arbeit gerne Musik. ‘’’این اصطلاحات چیزی در مورد مکانی که در آن کار میکنیم نمیگویند. تفاوت bei و auf Arbeit اما همیشه این قدر روشن نیست Ich habe meine beste Freundin auf der Arbeit kennengelernt Ich habe meine beste Freundin bei der Arbeit kennengelernt این جملات به معنای یکسانی هستند. اصطلاح دیگر «in Arbeit sein!» است. چیزی در حال انجام است، به این معنی که در حال حاضر کار روی آن در حال انجام است. به عنوان مثال، Mein Hochzeitskleid ist in Arbeit. «لباس عروس من در حال انجام است.» این یعنی در حال حاضر کار روی لباس عروس من در حال انجام است. من قبلاً آxن را سفارش دادهام و کسی دارد لباس را برای من میدوزد. یا Die nächste Staffel der Serie ist in Arbeit. Sie erscheint nächstes Jahr bei Netflix. «فصل بعدی سریال در حال انجام است». سال آینده در نتفلیکس منتشر خواهد شد. بنابراین، آنها در حال حاضر روی فصل بعدی سریال کار میکنند. اصطلاح عامیانه "in Arbeit" به معنی "تا خرخره مشغول بودن" است. bis zum hals in Arbeit stecken این بدان معناست که فرد کار زیادی دارد، خیلی زیاد، و نمیداند چگونه همه آنها را انجام دهد. به عنوان مثال، Hanna steckt bis zum hals in Arbeit sie hätten nicht einmal zeit ihren Geburtstag zu feiern بنابراین، هانا آنقدر کار دارد که حتی نمیتواند تولدش را جشن بگیرد.