У нас вы можете посмотреть бесплатно داستان صوتی کوتاه /سمفونی بند کفش / نوشته عزیز نسین/ ترجمه صمد بهرنگی / گوینده فرهاد ایران پناه или скачать в максимальном доступном качестве, видео которое было загружено на ютуб. Для загрузки выберите вариант из формы ниже:
Если кнопки скачивания не
загрузились
НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если возникают проблемы со скачиванием видео, пожалуйста напишите в поддержку по адресу внизу
страницы.
Спасибо за использование сервиса ClipSaver.ru
عزیز نسین (Aziz Nesin) نام مستعار محمت نصرت، روزنامهنگار و نویسندهی اهل ترکیه، است که در 20 دسامبر 1915 در هیبلیآدای استانبول متولد شد. عزیز نسین در سال 1939 از مدرسهی علوم نظامی فارغالتحصیل و به عنوان ستوان دوم به خدمت ارتش درآمد. در سال 1944 مأموریت یافت تا در منطقهی زونگولداغ جایگاههای ضدهوایی بسازد، اما به اتهام سوءاستفاده از وظیفه و اختیار خود با درجهی ستوانیکمی از ارتش اخراج شد. مهمت نصرت معروف به عزیز نسین نویسنده، طنزپرداز و مترجم برجستهی ترکیهای در قرن بیستم بود. عزیز نسین در بیستم دسامبر 1915، در زمان حکومت امپراتوری عثمانی در جزیرهی هیبالی اطراف استانبول به دنیا آمد. بر اساس آنچه در خاطراتش آمده است پدر و مادرش فقیر بودند و با اینکه جزیرهای که او در آن به دنیا آمد ییلاق ثروتمندان ترکیه بود اما خانوادهی او هیچ بهرهای از ثروت نداشتند. مهمت 13 ساله بود که خانوادهاش به استانبول آمدند و او تحصیلات مقدماتیاش را در این شهر به پایان رساند و در ادامه وارد مدرسه نظام شد و بهعنوان افسر ازآنجا فارغالتحصیل شد. او چند سالی را در این شغل خدمت کرد اما دوام نیاورد و درنهایت علاقهی اصلیاش در زندگی یعنی نویسنده شدن را برگزید. او سردبیری تعدادی از مجلات طنز با گرایشهای سوسیالیستی را به عهده گرفت. عزیز نام پدرش بود که او آن را بهعنوان نام مستعار برای نویسندگی برگزید، البته او در دوران نویسندگیاش بیش از دویست نام مستعار را استفاده کرده که ازجمله آنها میتوان به «ودیا نسین» اشاره کرد که این نام، از نام همسر اولش گرفتهشده بود. او این نام را برای چاپ اشعار عاشقانه در مجلات استفاده میکرد. #عزیز_نسین #کتاب_صوتی #کتاب_طنز #داستان_کوتاه #طنز_اجتماعی #کتابخوانی #کتاب_خوب #ادبیات_ترکیه #کتاب_شنیدنی #کتاب_الهام_بخش #کتاب_بازها #کتاب_بخوانیم #کتابخانه صمد بهرنگی (زادهٔ ۲ تیر ۱۳۱۸ در تبریز – درگذشتهٔ ۹ شهریور ۱۳۴۷ در ارسباران) آموزگار، منتقد اجتماعی، داستاننویس، مترجم مارکسیست-لنینیست[۱] و محقق فولکلور زبان ترکی آذربایجانی ایرانی[۲] بود. کتاب ماهی سیاه کوچولوی بهرنگی مدتها نقش بیانهٔ غیررسمی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران را بازی میکرد. با این وصف، صمد افکار چپ و کمونیستی داشت.[۳][۴] سازمان چریکهای فدایی خلق او را به عنوان «شهید سازمان» معرفی کرده است.[۵] بهرنگی دربارهٔ خودش گفته است:[۶] «قارچ زاده نشدم بی پدر و مادر، اما مثل قارچ نمو کردم، ولی نه مثل قارچ زود از پا درآمدم. هر جا نَمی بود، به خود کشیدم؛ کسی نشد مرا آبیاری کند. من نمو کردم… مثل درخت سنجد کج و معوج و قانع به آب کم، و شدم معلم روستاهای آذربایجان. پدرم میگوید: اگر ایران را میان ایرانیان تقسیم کنید، از همین بیشتر نصیب تو نمیشود.» زندگی کتاب صوتی فارسی/ داستان کوتاه صوتی /کتاب صوتی انگیزشی/کتاب صوتی داستانی / adminsaz https://www.AdminSaz.com https://www.fotopesh.com/ / @adadshowpirot / adadshowpirot #ADMINSAZ