У нас вы можете посмотреть бесплатно February 8, 2026 или скачать в максимальном доступном качестве, видео которое было загружено на ютуб. Для загрузки выберите вариант из формы ниже:
Если кнопки скачивания не
загрузились
НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если возникают проблемы со скачиванием видео, пожалуйста напишите в поддержку по адресу внизу
страницы.
Спасибо за использование сервиса ClipSaver.ru
#این شعرها، سایههاییاند از آنچه بر دلِ قهرمان گذشت؛ واژههایی برای مکث، پیش از ادامهی حکایت.🌹❤️ کی سر فرو کند به حضیضِ اَمَل کسی کو را فراز ذروه همت گذر بود ذِروهٔ : اوج اراده، بلندای شرافت انسانی حضیضِ امل: پستیِ آرزوهای کوچک و منفعتطلبانه مفهوم بیت:🌹❤️ انسانی که به بلندیِ اندیشه و اراده رسیده باشد، هرگز خود را به خواستههای حقیر و زودگذر نمیفروشد. کسی که به قلهی اراده و همّت رسیده، هرگز خود را به آرزوهای پست و کوچک فرو نمیکاهد.🌹❤️ لکن چو احتیاج عنانِ خرد گرفت ناچار مرد ده به ده و در به در بود اما آنگاه که تنگدستی افسار عقل را میگیرد، انسان خردمندبه آوارگی و خواری کشیده میشود.🌹❤️ از مالِ دون طمع گه درماندگی رواست مدقوق را دوای پسین شیر خر بود مدقوق اینجا فقط یک واژه نیست؛ تصویر انسانیست که غرورش شکسته، انتخابهایش محدود شده و زمانه او را به لبهی ناخواستنیها رانده است. مدقوق: به معنای درمانده و درهمشکسته🌹❤️ طمع بستن به فرومایگان نشانهی درماندگیست؛ همانگونه که آخرین درمانِ درمانده، درمانی تلخ و ناخواسته است.🌹❤️ نگاه آلن کوربن و ارتباط آن با هزار و یک شب🌹❤️ آلن کوربن (Alain Corbin) یک مورخ و فیلسوف فرهنگ فرانسوی (متولد ۱۹۳۶) است که به خاطر پژوهشهای نوآورانه در تاریخ احساسات، حواس و فضاهای خیالی مشهور است. او به جای وقایع بزرگ سیاسی، بر تجربه زیستهٔ روزمره، سکوت، بوها، صداها و مناظر در تاریخ اروپای قرن ۱۸ و ۱۹ تمرکز میکند.🌹❤️ چارچوب فکری او پنجرهای شگفتانگیز برای تحلیل فضای این داستانها به روی ما میگشاید. مفهوم کلیدی در اندیشه کوربن ارتباط با جهان هزارویک شب است.🌹❤️ تاریخ سکوت و گوش سپردن کوربن در کتاب تاریخ سکوت» بررسی میکند که سکوت چگونه یک فضای اجتماعی-فرهنگی فعال برای گوشسپردن، تمرکز و تولد اندیشه است. شهرزاد با قصهگویی در سکوت شب، فضایی برای شنیدن عمیق ایجاد میکند تا خشونت شهریار را درمان کند. این سکوت، مقدمه دگرگونی است.🌹❤️ تاریخ شب و تاریکی برای کوربن، شب صرفاً فقدان نور نیست، بلکه قلمروی مستقل با قوانین خود است: قلمرو رؤیا، ترس، صمیمیت و تخیل. هزارویک شب کاملاً در این قلمرو اتفاق میافتد. شبهای روایت، نماد تعلیق نظم روزمره و بازشدن دروازههای امکانهای جدید (نجات، عشق، عدالت) است.🌹❤️ تاریخ قلمروهای خیالی کوربن به چگونگی ساخت فضاهای خیالی مثل تصویر دریا، جنگل یا شرق دور در ذهن غربیان علاقه دارد. هزارویک شب، یک کارگاه بزرگ ساخت قلمروهای خیالی است: شهرهای افسانهای، جزایر ناشناخته، قصرهای جادویی. این فضاها بستری برای کنشهای نمادین شخصیتها هستند.🌹❤️ تاریخ بدن و عواطف او تحول درک از بدن، عشق و ترس را ردیابی میکند. در حکایت ضوالمکان، اندوه، خشم و میل به عدالت را میتوان از این منظر تحلیل کرد که چگونه این عواطف، کنش جمعی انتقام، جنگ، صلح را شکل میدهند🌹❤️. با الهام از نگاه آلن کوربن، فیلسوف فرانسوی، به تاریخ فضاهای خیالی، این ویدیو را نه صرفاً روایت یک داستان، بلکه کاوشی در بومشناسی شبانه قصهگویی میدانیم. کوربن به ما میآموزد که سکوت و تاریکی پیش شرط گوشسپردن و دگرگونی هستند. شهرزاد با تسخیر این فضای شبانه، امکان درمان را فراهم کرد. در ادامه، میکاویم که چگونه شخصیتهایی مانند ضوالمکان، در همین قلمروِ نمادین شب، با عواطف و انتخابهای سرنوشتساز خود دستوپنجه نرم میکنند.🌹❤️ در سایهسارِ شب، جایی که نظم روزگار رنگ میبازد، هزارویکشب شکوفا میشود. از منظر آلن کوربن، مورخ فرانسویِ فضاهای خیالی، این تاریکی، قلمرویی فعّال است؛ نه خالی از معنا، که آکنده از امکان. در این سکوتِ هدفمندِ شب است که گوشِ شهریار برای شنیدن مهیا میگردد و کلام شهرزاد، نه به مثابه سرگرمی، که همچون راهبردی برای نجات در این خلأ طنین میاندازد. حکایتهای او از جمله داستانِ پردردِ ضَوالمکان در همین خلوتِ نمادین رخ مینمایند؛ جایی که غمها برهنه میشوند، خشمها به سکون میگرایند و گرههای به ظاهر ناگشودنی تقدیر، در پرتو چراغِ قصه، مجالِ گشایش مییابند. این ویدیو، روایتی است از تسخیرِ همین قلمروی شبانه، که در آن، شنیدن، خودِ نخستین گامِ دگرگونی است.🌹❤️ تحلیل این حکایت و فصل فراموشی در این قسمت از حکایت حماسی ضوالمکان، به یکی از تلخترین و انسانیترین فصلهای داستان میرسیم فصل فراموشی ضوالمکان میمیرد و وصیت ناتمامش انتقام از ذاتالدواهی را بر دوش پسرش، کانماکان، میگذارد. اما قدرت، بیثبات است. حاجب شوهر نزهتالزمان زمام امور را میگیرد و کانماکان را برکنار میکند، گویی تمام خونها، عشقها و وصیتهای ضوالمکان، با خاک یکسان شده است. اما در این میان، یک صدا برمیخیزد: زن ضوالمکان او کسی است که حافظهٔ تاریخی خانواده را نمایندگی میکند. با رفتن نزد نزهتالزمان و خواندن شعری کوبنده نه با شمشیر، که با کلام و تمنای احسان، دادخواهی میکند. این صحنه، اوج قدرت نمادین زن در قصه است: آنجا که مردانِ قدرت، گذشته را به فراموشی میسپارند، زنان هستند که عهدها را زنده نگه میدارند.🌹❤️ درونمایههای فلسفی : سیالیت و بیوفایی قدرت: چگونه تاج و تخت، حتی خاطرهٔ پادشاه پیشین را نیز میبلعد. زن به مثابه حافظهٔ اخلاقی: وقتی ساختارهای مردانهٔ قدرت میشکنند یا فاسد میشوند، نقش زنان در حفظ پیوندهای انسانی و عهدهای تاریخی پررنگ میشود. عدالت ناتمام: وصیت ضوالمکان برای انتقام از ذاتالدواهی، به نسل بعد محول میشود، اما گرفتار بازیهای سیاسی میگردد. این، نشانی از دشواری تحقق کامل عدالت در چرخهای از انتقام و فراموشی است.🌹❤️ گیتار «محسن ضیمران» #AlainCorbin #آلن_کوربن #قصه_های_بهار #سیما #هزار_و_یک_شب #شهرزاد #ضوالمکان #ادبیات_کهن #ادبیات_فارسی #فلسفه_ادبیات #حکایت #دکلمه #روایت_شب #قصه_شب #فرهنگ_ایرانی