У нас вы можете посмотреть бесплатно اشکهای زن حامله: در شب طوفانی تبریز رها شد، غافل از اینکه ۳ سال بعد... или скачать в максимальном доступном качестве, видео которое было загружено на ютуб. Для загрузки выберите вариант из формы ниже:
Если кнопки скачивания не
загрузились
НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если возникают проблемы со скачиванием видео, пожалуйста напишите в поддержку по адресу внизу
страницы.
Спасибо за использование сервиса ClipSaver.ru
اشکهای زن حامله: در شب طوفانی تبریز رها شد، غافل از اینکه ۳ سال بعد... در یک شب سرد و بارانی تبریز، زندگی مریم برای همیشه تغییر میکند. او که دوقلو باردار است، توسط شوهرش فرهاد و مادرشوهرش بیرحمانه از خانهی مجللشان بیرون انداخته میشود تا راه برای یک ازدواج مصلحتی و نجات شرکت ورشکستهشان باز شود. مریم، تنها، بیپول و با دو جنین در شکم، سفری پر از رنج، تحقیر و مبارزه را آغاز میکند. او از شستن لباس برای دیگران تا فروختن کیک خانگی در خیابان، هر سختی را به جان میخرد تا فرزندانش را زنده نگه دارد. اما آیا یک مادر تنها میتواند در برابر بیرحمی دنیا بایستد و سرنوشت خود را بازنویسی کند؟ این داستان فقط قصه رنج نیست؛ داستان تولد دوباره یک زن است. داستان قدرت اراده، عزت نفس و بخششی که از اوج قدرت میآید. تا پایان این ویدیوی تکاندهنده با ما همراه باشید تا ببینید چطور زنی که روزی از خانهاش رانده شد، به جایگاهی رسید که شوهر سابقش برای بخشش به پایش افتاد. اگر شما هم به قدرت زنان و داستانهای الهامبخش ایمان دارید، این ویدیو را از دست ندهید. #داستان_واقعی #سرگذشت #مادر #موفقیت #داستان_آموزنده 💖 به کانالی خوش آمدید که سرشار از داستانهای احساسی و انسانی است. در اینجا روایتهایی از عشق، فداکاری، فقدان و امید را به اشتراک میگذاریم—داستانهایی که دل را لمس میکنند و یادآور انسانیتاند 🌟. 👉 اگر این داستانها شما را تحت تأثیر قرار میدهد، لطفاً 👍 لایک کنید، به اشتراک بگذارید و کانال را دنبال کنید تا ویدیوهای جدید را از دست ندهید. 📌 ویدیوهای جدید هر هفته. #داستانهای_احساسی #سرنوشتهای_انسانی #لمس_دل #داستانهای_زندگی #امید 💫