У нас вы можете посмотреть бесплатно LOHE SOLTAN لوح سلطان или скачать в максимальном доступном качестве, видео которое было загружено на ютуб. Для загрузки выберите вариант из формы ниже:
Если кнопки скачивания не
загрузились
НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если возникают проблемы со скачиванием видео, пожалуйста напишите в поддержку по адресу внизу
страницы.
Спасибо за использование сервиса ClipSaver.ru
قسمتی از شعر لوح سلطان: شعری از شهید گرامی جناب هوشنگ محمودی نامه ای از جانب پروردگار،،، صادر از کلک بهاء در ارض سّر نام نامه ، لوح سلطان ، متن نامه،،، دعوت شاه قجر سوی خدا سالها این نامه ماند،،، لوح سلطان ، نامه ای عادی نبود تا به دیناری و تمبری قاصدی آنرا برد،،، لوح سلطان، لوح بود ، صادر از کلک بهاء قیمت تمبرش بهای خون پیک،،، قیمت خون بدیع سالها این نامه ماند،،، تا که حق از راه لطف از وجودی بی ثمر،،، از دلی خالی ز مهر حق و پر از کین دوست خلقتی نو آفرید،،، تا ز نور حضرت ابهی دلش تابنده شد قلبش از عشق بهاء آکنده شد،،، دل به دیدار رخش شد بی قرار قلب پر شد ز آرزوی وصل دوست،،، زین سبب، بی درنگ، پای در راهش نهاد راهی کوی خدای عشق شد،،، کعبهٔ مقصود ، قبلهٔ آمال ، منزل محبوب ، خانهٔ ابهی عاقبت سر بر قدمهایش نهاد،،، عقدهٔ دل باز کرد نزد محبوب بهاء ، راز دل آغاز کرد،،، حضرت ابهی به او فرمود ای پیک امین آمدی؟ انتظارت می کشیدم سالها،،، من ز تو خلق بدیعی ساختم ، آفریدم من تو را من گرفتم مشتی از خاک و دمیدم روح امر خود در آن،،، من بدینسان خلقتی نو از تو آوردم پدید تا که تو با دست خود این نامه را در دست ناصرالدّین نهی ای بدیع آگاه باش،،، تو در این ره جان خود را می دهی گر پذیری اینک این میدان،،،، این چوگان ، این نامه، این تو بی درنگ عازم کوی فدا شو،،، در جواب خنده ای کرد آن خداوند وفا،،، آن خدای استقامت. آن خلق بدیع بعد، سجده کرد،،، سجده شکر و سپاس از حضرت محبوب خویش زان سپس در بین ایشان آن چه رفت هیچ کس آگاه نشد بعد، از کوی دوست مستقیماً عازم کوی فدا گردید و با دستان خود نامه را در دست ناصر شه نهاد گفت ناصر شه که این نامه ز کیست؟ وز کجاست گفت نامه از سوی خداست صادر از کلک بهاءست ، من ز عکّا آمدم.