У нас вы можете посмотреть бесплатно چرا بیشتر کار میکنیم اما بیشتر درآمد نداریم؟ или скачать в максимальном доступном качестве, видео которое было загружено на ютуб. Для загрузки выберите вариант из формы ниже:
Если кнопки скачивания не
загрузились
НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если возникают проблемы со скачиванием видео, пожалуйста напишите в поддержку по адресу внизу
страницы.
Спасибо за использование сервиса ClipSaver.ru
چرا با اینکه بهرهوری ما بالا رفته، حقوقهامون اونقدر رشد نکرده؟ جوری که انگار هر سال داریم بیشتر زحمت میکشیم، ولی آخرش فقط یه نفر دیگه داره سودشو میبره! از سال ۱۹۴۸ تا اواخر دهه ۷۰، اقتصاد آمریکا مثل یه موتور قدرتمند کار میکرد. کارگرها بیشتر تولید میکردن، و دستمزدها هم رشد میکرد. اما یه چیزی در سال ۱۹۷۹ تغییر کرد… از اون موقع به بعد، شکافی شکل گرفت بین «چقدر تولید میکنیم» و «چقدر بهمون پرداخت میشه». این شکاف، به تدریج تبدیل شد به یکی از ریشههای اصلی نابرابری امروز. و توی این ویدیو، دقیقاً میخوایم ببینیم این شکاف چطوری بهوجود اومد، کی ازش سود برد، و آیا راهی برای جبرانش هست؟ کانال تلگرام https://t.me/BrianWiki/336 چرا با وجود پیشرفت تکنولوژی هنوز فقیر هستیم؟ | حقیقت تلخ اقتصاد امروز در طی ۸۰ سال گذشته، دنیا شاهد پیشرفتهای خارقالعادهای در تکنولوژی بوده است؛ از رایانهها گرفته تا اینترنت و اتوماسیون. این نوآوریها بهرهوری نیروی کار را به طرز چشمگیری افزایش دادهاند. اما یک سؤال اساسی باقی میماند: چرا با وجود این همه بهرهوری بیشتر، دستمزدها همانقدر پایین ماندهاند؟ افزایش بهرهوری، کاهش ارزش نیروی کار طبق آمار، یک کارگر امروزی میتواند نزدیک به پنج برابر بیشتر از کارگر سال ۱۹۴۷ تولید داشته باشد. با این حساب، آیا نباید دستمزدها نیز پنج برابر شده باشند یا حداقل، کار کمتری کنیم و درآمدی مشابه داشته باشیم؟ پاسخ منفی است. در دهه ۱۹۷۰، شکافی عمیق میان بهرهوری و دستمزد ایجاد شد. خط بهرهوری همچنان صعود کرد، اما دستمزدها تقریباً ثابت ماندند. در نتیجه، در حالی که کارگران سود بیشتری برای کارفرمایان ایجاد میکردند، سهم خودشان از این سود تغییری نکرد. یک درصدیها ثروتمندتر شدند، ۹۹ درصد درجا زدند در همین دوران، دستمزد ۹۰ درصد پایین جامعه تقریباً بدون تغییر باقی ماند، اما درآمد یک درصد ثروتمند جامعه ۱۳۸٪ افزایش یافت. مدیران عامل اکنون ۲۹۶ برابر بیشتر از یک کارگر معمولی حقوق میگیرند. تکنولوژی، که قرار بود به ما آزادی و رفاه بیشتر بدهد، فقط برای یک درصد بالا بهشت شد و برای بقیه، کار بیشتر با درآمد کمتر. ریشههای شکاف اقتصادی از کجا آغاز شد؟ اتفاقات کلیدی دهه ۱۹۷۰، آغازی بود برای افت اقتصادی طبقه متوسط: حذف استاندارد طلا در سال ۱۹۷۱ توسط نیکسون انتقال کارخانهها به کشورهای ارزانقیمت با تصویب قانون تجارت در ۱۹۷۴ شوک نفتی و رکود اقتصادی که تورم را به اوج رساند رشد فرهنگ والاستریت در دهه ۸۰ که تمرکز بر حداکثر سود داشت، نه کارگر جهانیسازی در دهه ۹۰ و ورود چین به سازمان تجارت جهانی در ۲۰۰۱ تمام اینها، فشار بیسابقهای بر کارگران آمریکایی و طبقه متوسط وارد کرد. ظهور اقتصاد گیگی (Gig Economy) در دهه اخیر، اقتصاد گیگی جانشین مشاغل سنتی شده است. پلتفرمهایی مثل اوبر و دوردش نمونههایی از این مدل شغلی هستند که انعطافپذیری زمانی دارند، اما فاقد هرگونه مزایا، امنیت شغلی یا بازنشستگیاند. این مدل، نتیجه نهایی همان مسیری است که از دهه ۷۰ آغاز شده: کاهش هزینهها برای کارفرما با حذف مزایا و تعهدات نسبت به کارگر. چرا کارفرماها باید کارگرهای تماموقت را اخراج کنند؟ از نگاه کارفرما، این تصمیم کاملاً منطقی است. اگر بتوانید یک نیروی کار با کیفیت را از کشوری دیگر فقط با حقوق ۳ دلار در ساعت جایگزین کارگر ۴۰ هزار دلاری آمریکایی کنید، چرا نکنید؟ این تصمیم نه فقط کاهش هزینه بلکه حذف سردردهای مرتبط با بیمه، مالیات، بازنشستگی و مرخصی است. ثروتمندان پیروز نهایی هستند در دوران تورم، کسانی که مالک داراییهای ارزشمند مانند املاک، سهام، طلا یا رمزارزها هستند، ثروتمندتر میشوند. اما طبقه متوسط و فقیر که دسترسی به این داراییها ندارند، خرد خواهند شد. راه نجات چیست؟ برای پیوستن به ده درصد موفق جامعه باید: درآمد غیر وابسته به زمان ایجاد کنید (درآمد غیرفعال یا مستقل) داراییهایی خریداری کنید که همراستا با تورم رشد میکنند ذهنیت کارمندی را کنار بگذارید و مانند کارفرما فکر کنید سؤالات پرتکرار درباره اقتصاد، پول و اشتغال (FAQ) ۱. چرا با وجود کار بیشتر، درآمد ما افزایش پیدا نمیکند؟ این سؤال یکی از رایجترین دغدغههاست و معمولاً به دلیل تورم، عدم افزایش واقعی دستمزدها و بهرهکشی سیستماتیک از نیروی کار پاسخ داده میشود. ۲. چگونه از تورم در امان بمانیم؟ پاسخ متداول به این سؤال شامل سرمایهگذاری در داراییهای واقعی مانند طلا، ملک، سهام و ارزهای دیجیتال است. ۳. آیا شغلهای سنتی در حال نابودی هستند؟ بله، بسیاری از مشاغل سنتی در حال جایگزینی با اقتصاد گیگی یا اتوماسیون هستند. مشاغل دیجیتال و مهارتهای نرم آیندهی بازار کار را تشکیل میدهند. ۴. چگونه میتوان از طبقه متوسط خارج شد و ثروتمند شد؟ این سؤال یکی از محبوبترینهاست. پاسخهای رایج شامل کسب درآمد غیرفعال، سرمایهگذاری، توسعه مهارتهای کمیاب و ایجاد کسبوکار است. ۵. بهترین راه سرمایهگذاری در ایران چیست؟ پاسخها بستگی به وضعیت اقتصادی دارد، اما طلا، ارز، ملک، بورس و اخیراً ارزهای دیجیتال از گزینههای پرطرفدار هستند. ۶. آیا حقوق کارمندان با تورم همخوانی دارد؟ خیر، در اغلب موارد افزایش حقوق کارمندان کمتر از نرخ واقعی تورم است. ۷. آیا مهاجرت راهحل نهایی برای بهبود وضعیت اقتصادی است؟ بسیاری از مردم این را بهعنوان یک گزینه بررسی میکنند، اما این تصمیم وابسته به عوامل فردی، تخصص، سرمایه و شرایط کشور مقصد است. ۸. آیا دلار واقعاً در خطر سقوط است؟ پیشبینیها درباره آینده دلار متفاوت است، اما با افزایش بدهی آمریکا و چاپ پول بیرویه، نگرانیهایی جدی در مورد قدرت خرید دلار مطرح است. ۹. آیا سرمایهگذاری در ارزهای دیجیتال ایمن است؟ ارزهای دیجیتال میتوانند سودآور باشند، اما ریسک بالایی دارند و نیاز به دانش، تحلیل و مدیریت سرمایه دارند.