У нас вы можете посмотреть бесплатно نوروز و جایگاه آن در شاهنامه فردوسی или скачать в максимальном доступном качестве, видео которое было загружено на ютуб. Для загрузки выберите вариант из формы ниже:
Если кнопки скачивания не
загрузились
НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если возникают проблемы со скачиванием видео, пожалуйста напишите в поддержку по адресу внизу
страницы.
Спасибо за использование сервиса ClipSaver.ru
نوروز و شاهنامه فردوسی نوروز، جشن باستانی ایرانیان، در شاهنامه فردوسی جایگاه ویژهای دارد. فردوسی در شاهنامه، داستان پیدایش نوروز را به جمشید شاه نسبت میدهد. جمشید، پادشاه اسطورهای ایران، پس از انجام کارهای بزرگ مانند ساختن کشتی، لباس، و گسترش تمدن، روزی را که بر تخت طلایی خود نشست و نور خورشید بر آن درخشید، بهعنوان نوروز جشن گرفت. فردوسی در این باره میگوید: همه زمین شد چو پارسایان ز جشن فرّخ شدی شادمان در شاهنامه، نوروز نماد نوزایی، شادی، عدالت و آغاز سال نو است. بسیاری از شاهان، مانند کیخسرو، نوروز را جشن میگرفتند و از آن برای اجرای عدالت و شروع کارهای بزرگ بهره میبردند. نوروز در فرهنگ ایرانی، نهتنها جشن طبیعت و بهار، بلکه نماد همبستگی، دوستی و پیوند با گذشتهی پرافتخار ایران بزرگ است. نوروز و جایگاه آن در شاهنامه فردوسی نوروز یکی از کهنترین جشنهای ایرانی است که ریشه در اساطیر و تاریخ ایران دارد. این جشن در شاهنامه فردوسی نیز بهعنوان یکی از مهمترین آیینهای شاهان و مردمان ایران معرفی شده است. فردوسی در شاهنامه، داستان نوروز را به جمشید شاه نسبت میدهد و از او بهعنوان بنیانگذار این جشن یاد میکند. نوروز در دوران جمشید شاه جمشید یکی از پادشاهان اسطورهای ایران و از شاهان دودمان پیشدادیان بود. او بسیاری از دستاوردهای تمدنی را برای مردم به ارمغان آورد، از جمله ساخت ابزارهای فلزی، دوختن لباس، کشتیرانی، و ایجاد تقسیمبندی طبقاتی در جامعه. روایت شاهنامه درباره پیدایش نوروز این است که جمشید در یکی از روزهای بهاری، پس از انجام اصلاحات و پیشرفتهای فراوان، بر تخت زرین خود نشست و خورشید بر آن درخشید. مردم این روز را "روز نو" نامیدند و آن را جشن گرفتند: به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند سر سال نو هرمز فرودین برآسوده از رنج تن، دل ز کین این ابیات نشان میدهند که نوروز نهتنها یک جشن ملی، بلکه روزی برای شادی، آرامش و تجدید حیات طبیعت بود. نوروز در دوران کیخسرو و دیگر شاهان علاوه بر جمشید، شاهان دیگری نیز در شاهنامه نوروز را جشن میگرفتند. برای مثال، کیخسرو، پادشاه کیانی، از نوروز برای اجرای عدالت و رسیدگی به مردم استفاده میکرد. او در این روز بر تخت مینشست، شکایات مردم را میشنید و دادگری میکرد. نوروز در دوران کیقباد و فریدون نیز گرامی داشته میشد و به عنوان فرصتی برای جشن، شادی، و همبستگی اجتماعی مورد توجه قرار میگرفت. معنای نمادین نوروز در شاهنامه در شاهنامه، نوروز تنها یک جشن فصلی نیست، بلکه مفاهیمی عمیقتر دارد: نماد پیروزی نیکی بر بدی – نوروز یادآور پیروزی جمشید، کیخسرو و دیگر شاهان دادگر بر دشمنان ظلم و ستم است. نماد نوزایی و تجدید حیات – با آغاز بهار، طبیعت از نو زنده میشود و انسانها نیز به سوی رشد و بالندگی میروند. زمان برقراری عدالت – شاهان بزرگ در نوروز بر تخت مینشستند و دادگری میکردند. جشن همبستگی و شادی – نوروز فرصتی برای نزدیکی مردم، جشن و سرور، و احترام به گذشتگان بوده است. نتیجهگیری نوروز در شاهنامه فردوسی، جشن طبیعت، عدالت و فرهنگ ایرانی است. این جشن از دوران باستان تاکنون ادامه داشته و هنوز هم یکی از مهمترین مراسم ایرانیان محسوب میشود. فردوسی با اشاره به نوروز، نشان میدهد که این جشن نهتنها یک رسم کهن، بلکه بخش مهمی از هویت و شکوه ایرانزمین است.