У нас вы можете посмотреть бесплатно شخصیت طاووسی نماد عجب و خود خواهی از منظر مولانا / استاد کوهپایه или скачать в максимальном доступном качестве, видео которое было загружено на ютуб. Для загрузки выберите вариант из формы ниже:
Если кнопки скачивания не
загрузились
НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если возникают проблемы со скачиванием видео, пожалуйста напишите в поддержку по адресу внизу
страницы.
Спасибо за использование сервиса ClipSaver.ru
بنام خدا موضوع «شخصیت طاووسی و صیادی؛ بررسی ابعاد دوستی، دشمنی، رقابت و رفاقتِ جسم و روح» مقدمه ی بحث جسم و روح(دیدگاه های متکثر مولانا ) روح انسان پرندهاي است كه در قفس جسم او اسير و زنداني شده است …. روح و جسم دوهمسفر ان مساعدند دفتر پنجم ۸۴۲ زین بدن اندر عذابی ای بشر مرغ روحت بسته با جنسی دگر روح بازست و طبایع زاغها دارد از زاغان و چغدان داغها او بمانده در میانشان زارزار همچو بوبکری به شهر سبزوار ……. دفتر اول ۳۰۳ حِسّ دنیا نردبان این جهان حِسّ دینی نردبان آسمان صحّت این حس بجویید از طبیب صحّت آن حس بجویید از حبیب صحّت این حس ز معموریّ تن صحّت آن حس ز تخریبِ بدن …….. روح و جسم با هم رقابت و رفاقت دارند دفتر اول ۳۰۶ راهِ جان مر جسم را ویران کند بعد از آن ویرانی آبادان کند کرد ویران خانه بهر گنج زر وز همان گنجش کند معمورتر دفتر پنجم بیت ۵۳۵ فتنهٔ تست این پر طاووسیت که اشتراکت باید و قدوسیت بخش ۲۶ - قصهٔ آن حکیم کی دید طاوسی را کی پر زیبای خود را میکند به منقار و میانداخت و تن خود را کل و زشت میکرد از تعجب پرسید کی دریغت نمیآید گفت میآید اما پیش من جان از پر عزیزتر است و این پر عدوی جان منست پر خود میکند طاوسی به دشت یک حکیمی رفته بود آنجا بگشت گفت طاوسا چنین پر سنی بیدریغ از بیخ چون برمیکنی خود دلت چون میدهد تا این حلل بر کنی اندازیش اندر وحل هر پرت را از عزیزی و پسند حافظان در طی مصحف مینهند بهر تحریک هوای سودمند از پر تو بادبیزن میکنند این چه ناشکری و چه بیباکیست تو نمیدانی که نقاشش کیست یا همیدانی و نازی میکنی قاصدا قلع طرازی میکنی ای بسا نازا که گردد آن گناه افکند مر بنده را از چشم شاه ناز کردن خوشتر آید از شکر لیک کم خایش که دارد صد خطر ایمن آبادست آن راه نیاز ترک نازش گیر و با آن ره بساز ای بسا نازآوری زد پر و بال آخر الامر آن بر آن کس شد وبال خوشی ناز ار دمی بفرازدت بیم و ترس مضمرش بگدازدت وین نیاز ار چه که لاغر میکند صدر را چون بدر انور میکند چون ز مرده زنده بیرون میکشد هر که مرده گشت او دارد رشد يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَيُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَكَذَلِكَ تُخْرَجُونَ ﴿۱۹ سوره روم﴾ زنده را از مرده بيرون مى آورد و مرده را از زنده بيرون مى آورد و زمين را بعد از مرگش زنده مى سازد و بدين گونه [از گورها] بيرون آورده مى شويد (۱۹) إِنَّ اللَّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذَلِكُمُ اللَّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ﴿۹۵ سوره انعام﴾ خدا شكافنده دانه و هسته است زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون مى آورد چنين ست خداى شما پس چگونه [از حق] منحرف مى شويد (۹۵) أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۱۲۲انعام﴾ آيا كسى كه مرده[دل] بود و زنده اش گردانيديم و براى او نورى پديد آورديم تا در پرتو آن در ميان مردم راه برود چون كسى است كه گويى گرفتار در تاريكيهاست و از آن بيرون آمدنى نيست اين گونه براى كافران آنچه انجام مى دادند زينت داده شده است (۱۲۲) ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ۶۱سوره ی حج اين بدان سبب است كه خدا شب را در روز درمى آورد و روز را [نيز] در شب درمى آورد و خداست كه شنواى بيناست چون ز زنده مرده بیرون میکند نفس زنده سوی مرگی میتند مرده شو تا مخرج الحی الصمد زندهای زین مرده بیرون آورد دی شوی بینی تو اخراج بهار لیل گردی بینی ایلاج نهار بر مکن آن پر که نپذیرد رفو روی مخراش از عزا ای خوبرو آنچنان رویی که چون شمس ضحاست آنچنان رخ را خراشیدن خطاست زخم ناخن بر چنان رخ کافریست که رخ مه در فراق او گریست یا نمیبینی تو روی خویش را ترک کن خوی لجاج اندیش را