У нас вы можете посмотреть бесплатно عاقبت سرباز آمریکایی که به صدام حسین خبر اعدام اش را داد или скачать в максимальном доступном качестве, видео которое было загружено на ютуб. Для загрузки выберите вариант из формы ниже:
Если кнопки скачивания не
загрузились
НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если возникают проблемы со скачиванием видео, пожалуйста напишите в поддержку по адресу внизу
страницы.
Спасибо за использование сервиса ClipSaver.ru
صدام حسین و محافظان آمریکایی چیزهای که کتاب های تاریخ ننوشته استزندانیی در کاخی خودش .. کتابی است که توسط محافظین آمریکا که از صدا حسن محافظت میکردن نوشته شده است این کتاب توسط کسانی نوشته شده است که روز های آخر زندگی صدام حسین را از نزدیک شاهد بودند یعنی محافظین آمریکایی .در این ویدیو همه چیز های که میبینید و میشنوید از کتابی برداشته شده است به نامی زندانی در کاخ خود . و هیچ چیزی به این کتاب اضافه ویا کم نشده استقبل از شروع ویدیو میتوانید کانال مارا سابسکرایب کنید و این ویدیو را لایک کنید و نظرات خویش را در پایین این ویدیو کامنت کنید .صدام حسین در سلول خود خواب بود و ارتش آمریکا روز های زیادی بود که بی صبرانه منتظر آمدن خبر اعدام کردن صدام بود و آماده اعدام کردن او بودند آنها میدانستند که زمانی که تنها با صدام میگذرانند به زودی به پایان میرسد صدام واقعاً در وضعیت خیلی خوبی قرار داشت شب وقتی صدام حسین روی تخت خواب اش میخوابید نگهبانان لامپ سلول او را خاموش میکردن و برای اینکه او اذیت نشود اصلا بین هم صحبت نمیکردن سرباز مسئول زندان صدای رادیو را کم کرد تا اخبار پخش شده از رادیو به گوش صدام نرسد. چرا که در آن زمان در رادیو در مورد اعدام کردن او صحبت میکرد ساعت ۳ صبح فرمانده جکسون و ترجمان لبنانی به سلول صدام آمدند لامپ سلول او را روشن کرده و صدام را بیدار کردند و به وی گفتند زمانش رسید به او گفتند که قبل از اعدام شدن اگر درخواستی داشته باشد ویا کاری که بخواهد انجام دهد الان وقتش است و به وی چند ساعتی وقت دادند به گفته نگهبانان صدام از شنیدن خبر اعدام اش اصلا تعجب نکرد و کاملا آرام بود و به آنها گفت . من قبلاً هم محکوم به اعدام شده بودم و این موضوع من را ناراحت نمیکند او درخواست کرد که جلوی سلول اش خود را بشورد و این کار را کرداو بدون توجه به خبر اعدام اش کاملا خون سرد بود و آمادگی میگرفت به گفته نگهبان او به دنبال پیدا کردن یک جورابش در سلول خود میگشت برای پیدا کردن جوراب اش نگهبان به او کمک کرد او از نگهبانان آمریکایی پرسیدآیا برای مأموریت اول صبح به اندازه کافی خوابیدید؟ او برای چند لحظه وسایل خود را چک کرد و به دفتر کوچک که همیشه باهاش بود نگاه کرد او بعد از چک کردن وسایل خود سرش را بلند کرد و گفت ... هی دوست من او زمانی که میخواست محافظین را صدا بزند این جمله را میگفت .. هی دوستی من ...یکی از نگهبانان آمد پیش و او دست خودش را دراز کرد سمتی نگهبان و ساعتی قیمتی رای موند که دستش بود را به نگهبان داد نگهبان اول ساعت را قبول نکرد ولی صدام به او گفت تو دوستی خوبی هستی ساعتم را به تو هدیه میدهم بعد شنیدن این جمله نگهبان سلول وی ساعت را قبول کرد زیرا نگهبان میدانست که این ساعت چقدر قیمتی و صدام به هر محکمه ای که میرفت این ساعت را دست اش میکرد زیرا این ساعت از هر لحاظ با ارزش بود 12 نگهبان صدام او را محاصره کردند و آمادگی بردن او را به سمت چوب دار گرفتند صدام حسین با سینه ای پهن و نگاهی باشکوه به نگهبانان خود نگاه کرد و گفت این تیم نگهبانان مانند خانواده من هستند و گفت شما وظایف تان را در قبال وطن خود انجام میدهید ارتش صدام حسین متهم به پرتاب بمب های شیمیایی بر حلبچه در شمال کشور در جریان جنگ عراق و ایران و کشته شدن بیش از 5000 نفر از جمله زنان و کودکان است. واقعه انفال صدام حسین و مقامات سابق عراق، از جمله وزرا، به دلیل عملیات انفال که توسط رژیم صدام حسین در سالهای 1987-1988 به عنوان سرکوب قیام زمان جنگ ارائه شد، مسئول نسلکشی کرد ها هستند. اسم پسر عموی صدام حسین حسن المجید که لقب علی شیمیایی را دارد در مرکز حادثه انفال است علی شیمیایی متهم به ایجاد اردوگاه های کار اجباری برای سرکوب قیام در شمال عراق، اعدام دسته جمعی مردم و استفاده از گاز سمی است گمان می رود که نزدیک به 200 هزار نفر در بیش از 3 هزار روستا در محدوده عملیات جان باختند، که همچنین این اتفاق باعث مهاجرت گسترده اکثر کرد های عراق شده است چهار ایران صدام حسین را به استفاده از سلاح های ممنوعه در زمان جنگ، نقض قوانین بین المللی و ارتکاب جنایت علیه بشریت متهم می کند. پنج .. در سال 1990 بعد از اشغال کویت توسط نیروهای صدام حسین برای 7 ماه و جنایاتی که در این 7 ماه در کشور صورت گرفت صدام حسین متهم است صدام حسین متهم به کشتن 8 هزار نفر در سال 1993 از قبیله بارزانی که خودش نیز یکی از اعضای این گروه بود است