У нас вы можете посмотреть бесплатно این مرد بابای من است؛ترانه ای از احمد کایا или скачать в максимальном доступном качестве, видео которое было загружено на ютуб. Для загрузки выберите вариант из формы ниже:
Если кнопки скачивания не
загрузились
НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если возникают проблемы со скачиванием видео, пожалуйста напишите в поддержку по адресу внизу
страницы.
Спасибо за использование сервиса ClipSaver.ru
پدرش بضاعت چندانی نداشت. کارگر ساده نساجی بود در محلهی فقیرنشینی در شهر ملطیه ترکیه. آب باریکهای که در میآورد کفاف سیر کردن شش فرزند قد و نیم قد را نمیداد. با آن شکمتلهی ناچیز، نهایتاً میتوانست زندگی دونفرهای را سامان بدهد و گاهی هم سیگار ارزان قیمتی دود کند. مثلاً سیگار مارک «بافرا» که معادلش در ایران حدوداً چیزی ست شبیه "بهمن کوتاه". اداره کردن یک زندگی هشت نفره با آن مواجب بخور نمیر، امکان نداشت. با خیال معاش بهتر، خانه و زندگی را جمع کرد و راهی استانبول شد. با خیال خام و هوس پخته. در استانبول اما خبری نبود. روزها کلاه هشت گوشهاش را سر میکرد و اُورکت کهنهاش را به دوش میکشید و میرفت دنبال پیداکردن کار. نهایتاً توانست در یک نمایشگاه اتومبیل مشغول شود. ماشین میشست؛ برق میانداخت، دستمال میکشید. درآوردن یک لقمه نان بخش زیادی از شبانه روز پدر احمد را به خود اختصاص میداد. همزمان اما شش دانگ حواسش به آن شش سرعائله هم بود. به روحشان، به تُردی عواطفشان. با حقوق یک ماه اضافه کاری، برای تولد احمد «باغلاما» خرید. ساز محبوب ترکی. سازی که معمولاً آن را با نرمی و لطافت مینوازند و معلم احمد نیز همیشه همین توصیه را به او میکرد