У нас вы можете посмотреть бесплатно #دیدگاه или скачать в максимальном доступном качестве, видео которое было загружено на ютуб. Для загрузки выберите вариант из формы ниже:
Если кнопки скачивания не
загрузились
НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если возникают проблемы со скачиванием видео, пожалуйста напишите в поддержку по адресу внизу
страницы.
Спасибо за использование сервиса ClipSaver.ru
#دیدگاه #متفاوت این تصویر چه چیزی رو پنهان میکنه؟ چرا همه از این نماد میترسن؟ فرشته مرگ واقعا وجود داره؟ این راز تاریک رو میدونستی؟ نامٔه بیست و ششم وُرم وود عزیزم... بله، دوران عاشقی زمان نشاندن بذری است که ده سال بعد به شکل تنفر خانوادگی میروید. شور و حالِ امیالِ ارضا نشده ثمراتی به بار میآورد که میتوان کاری کرد انسانها آن را با ثمرات محبت اشتباه بگیرند. آماده باش تا از ابهام واژهی "عشق" بهره بگیری: بگذار فکر کنند مشکلاتی را که در واقع تحت تأثیر شور و حال [عشق] به تعویق انداختهاند، حل کردهاند. تا مادامی که عشق باقی است فرصت خواهی داشت در نهان به مشکلات دامن بزنی و آنها را به معضلاتی مذمن تبدیل کنی. "فداکاری" مشکلی است عظیم. بار دیگر به کار ارزندٔه "سلاح زبانشناختی" ما توجه کن که چگونه "فداکاریِ" منفی را جایگزین "محبتِ" مثبتِ "دشمن" ساخته است. به این سبب تو از همان آغاز میتوانی به انسان بیاموزی که از سود خود چشم بپوشد؛ آن هم نه به این علت که ممکن است دیگران از برخورداری از آن شادمان شوند بلکه چون او به خاطر فداکاری از آن چشم پوشیده است. و این امتیاز بزرگی است. کمک بزرگ دیگر -در جایی که پای مرد و زن در میان است- دیدگاههای متفاوتی است که ما در مورد "فداکاری" میان این دو جنسیت به وجود آوردهایم. در ذهن یک زن "فداکاری" عمدتًا بهمعنای قبول زحمت کردن به خاطر دیگران است؛ در حالی که در ذهن مردان به این معنا است که نباید به دیگران زحمت بدهند. در نتیجه، زنی که در خدمت به "دشمن" تجربٔه بسیار دارد، بیش از هر مردی و آن هم در مقیاسی گسترده مایٔه آزار دیگران است؛ مگر مردانی که "پدر ما" کاملًا آنها را تحت تسلط دارد. متقابلًا یک مرد پیش از آنکه به خاطر خشنودی دیگران در حد زنی آرام و معمولی، وظایفی خودجوش بر عهده بگیرد، باید برای مدتی طولانی در اردوی "دشمن" به سر ببرد. بنابراین در حینی که زن در پی نیکوکاری است و مرد نیز به حقوق دیگران احترام میگذارد، هریک بدون هیچ دلیلی که آشکارا خلاف عقل باشد، دیگری را بسیار خودخواه میداند. بر این اغتشاشات فکری چند مورد دیگر نیز میتوانی بیافزایی. شور و حال شهوانی، رضای متقابلی ایجاد میکند که سبب میشود هر یک واقعا با خوشحالی تسلیم خواستههای طرف مقابل شوند؛ همچنین میدانند که اگر میزان محبتی که "دشمن" از آنها انتظار دارد حاصل شود، موجد اعمالی مشابه خواهد شد. باید آنها را ترغیب کنی که از آن میزان فداکاری متقابل که اکنون به طور طبیعی از شور و حال عاشقی نشأت میگیرد، برای تمام زندگی مشترکشان "قانونی" وضع کنند؛ اما پس از زوال این شور و حال، دیگر آنقدر محبت نخواهند داشت که آنها را قادر به فداکاری سازد. و از آنجا که کور شدهاند و هیجانات جنسی را با محبت اشتباه میگیرند و تصور میکنند که این هیجانات همیشه پایدار خواهد بود، دامی را که پیش پایشان گسترده ای نخواهند دید. وقتی نوعی "فداکاریِ" اسمی و رسمی و شرعی را به عنوان قانون وضع کردند -قانونی که برای رعایت آن، منابع احساسی خود را از دست دادهاند و منابع روحانیشان نیز به اندازٔه کافی غنی نشده است- بهترین نتایج را در پی خواهد آورد. در بحث و گفتگو پیرامون هر عمل مشترکی، الزامی خواهد بود که فرد الف به نفع خواستههای فرضی فرد ب، و علیه خواستههای فرضی خود دلیل بیاورد؛ حال آنکه فرد ب عکس آن را انجام میدهد. و اغلب پیبردن به خواستههای واقعی هریک از این دو غیرممکن خواهد بود. اگر شانس بیاورند عاقبت کاری میکنند که برای هیچیک مطلوب نیست. هر دو حق را به جانب خود میگیرند... مدعی برخورد نامناسبِ طرف مقابل با ایثاری که خود نشان دادهاند، میشوند... و کینه به دل میگیرند که چرا دیگری چنین آسان و بیتفاوت این ایثار را پذیرفته است. سپس میتوانی اقدام به عملی مخاطرهآمیز کنی به نام "توهم مشاجرٔه آقامنشانه". برای انجام این بازی به بهترین شکل، به بیش از دو نفر نیاز هست؛ مثلًا خانوادهای با فرزندان بالغشان