• ClipSaver
  • dtub.ru
ClipSaver
Русские видео
  • Смешные видео
  • Приколы
  • Обзоры
  • Новости
  • Тесты
  • Спорт
  • Любовь
  • Музыка
  • Разное
Сейчас в тренде
  • Фейгин лайф
  • Три кота
  • Самвел адамян
  • А4 ютуб
  • скачать бит
  • гитара с нуля
Иностранные видео
  • Funny Babies
  • Funny Sports
  • Funny Animals
  • Funny Pranks
  • Funny Magic
  • Funny Vines
  • Funny Virals
  • Funny K-Pop

دختری که فکر می‌کرد عشق کافی‌ست…و سال‌ها بعد فهمید که زندگی، ترکیبی از عشق و عقل و واقع‌بینی است скачать в хорошем качестве

دختری که فکر می‌کرد عشق کافی‌ست…و سال‌ها بعد فهمید که زندگی، ترکیبی از عشق و عقل و واقع‌بینی است 2 месяца назад

скачать видео

скачать mp3

скачать mp4

поделиться

телефон с камерой

телефон с видео

бесплатно

загрузить,

Не удается загрузить Youtube-плеер. Проверьте блокировку Youtube в вашей сети.
Повторяем попытку...
دختری که فکر می‌کرد عشق کافی‌ست…و سال‌ها بعد فهمید که زندگی، ترکیبی از عشق و عقل و واقع‌بینی است
  • Поделиться ВК
  • Поделиться в ОК
  •  
  •  


Скачать видео с ютуб по ссылке или смотреть без блокировок на сайте: دختری که فکر می‌کرد عشق کافی‌ست…و سال‌ها بعد فهمید که زندگی، ترکیبی از عشق و عقل و واقع‌بینی است в качестве 4k

У нас вы можете посмотреть бесплатно دختری که فکر می‌کرد عشق کافی‌ست…و سال‌ها بعد فهمید که زندگی، ترکیبی از عشق و عقل و واقع‌بینی است или скачать в максимальном доступном качестве, видео которое было загружено на ютуб. Для загрузки выберите вариант из формы ниже:

  • Информация по загрузке:

Скачать mp3 с ютуба отдельным файлом. Бесплатный рингтон دختری که فکر می‌کرد عشق کافی‌ست…و سال‌ها بعد فهمید که زندگی، ترکیبی از عشق و عقل و واقع‌بینی است в формате MP3:


Если кнопки скачивания не загрузились НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если возникают проблемы со скачиванием видео, пожалуйста напишите в поддержку по адресу внизу страницы.
Спасибо за использование сервиса ClipSaver.ru



دختری که فکر می‌کرد عشق کافی‌ست…و سال‌ها بعد فهمید که زندگی، ترکیبی از عشق و عقل و واقع‌بینی است

سلام دوست خوبم. امروز می‌خوام یکی از ماندگارترین رمان‌های عاشقانه ایران رو برات روایت کنم؛ داستانی درباره عشق، غرور، طبقه‌ اجتماعی، و تاوان انتخاب‌هایی که با قلب، و نه با عقل، انجام می‌دیم… رمان بامداد خمار نوشته‌ی فتانه حاج‌سیدجوادی. داستان از زبان زنی سالخورده به نام خانم خانم‌ها روایت می‌شود؛ زنی که اکنون مادربزرگ است و سال‌های سال درد و رنجی در دل نگه داشته که هیچ‌وقت فرصت نکرده آن را برای کسی تعریف کند. اما امروز، نوه‌اش سیما به او پناه آورده. سیما دختر جوانی است از خانواده‌ای مرفه، تحصیل‌کرده و آراسته؛ که شیفته‌ی یک پسر مکانیک شده و می‌خواهد با او ازدواج کند. وقتی خانم خانم‌ها می‌فهمد که سیما تصمیم دارد با پسری ازدواج کند که از طبقه‌ی پایین جامعه است، مانند اینکه سال‌ها به عقب پرتاب شده باشد، به گذشته‌ی خودش برمی‌گردد… و از همین‌جا روایت تلخ و عاشقانه‌ی زندگی او آغاز می‌شود. سال‌ها پیش، وقتی خانم خانم‌ها هنوز دختری نوجوان به نام محبوبه بود، در خانواده‌ای اصیل و ثروتمند زندگی می‌کرد. او دختری زیبا، پاک و نجیب بود و همه‌ی آرزوهای پدر و مادری که برایش بهترین زندگی را می‌خواستند. اما محبوبه یک روز گرفتار نگاه گرم و صادق رحیم شد؛ پسری از خانواده‌ای فقیر. جوانی کارگر، صاف و صادق… کسی که نه تحصیلات داشت، نه مال و اموال، نه نسب و گذشته‌ای قابل‌قبول برای خانواده‌ی محبوبه. با این حال، دل محبوبه از او برید و به عشقش گره خورد. وقتی محبوبه عشقش را با مادرش در میان گذاشت، طوفانی به پا شد. برای خانواده‌ی او، ازدواج با یک کارگر در حکم نابودی آبرو، جایگاه و آینده‌ی دخترشان بود. حتی پدر محبوبه تهدید کرد که اگر او چنین کاری بکند، دیگر دخترش را نخواهد شناخت. اما محبوبه، جوان و مغرور، احساس می‌کرد که خانواده‌اش نمی‌فهمند. گمان می‌کرد عشق همه چیز را حل می‌کند… که پول و طبقه مهم نیست… که عشق اگر واقعی باشد، همه‌ی سختی‌ها را شیرین می‌کند. رحیم نیز که محبوبه را با تمام وجود دوست داشت، به خواستگاری او آمد؛ اما رفتارش، ظاهرش و حرف‌هایش در چشم خانواده‌ی محبوبه چیزی جز بی‌فرهنگی و سادگی نبود. با وجود مخالفت‌ها، محبوبه پا در مسیر عشق گذاشت؛ مسیری که گمان می‌کرد روشن است، اما در انتها فقط تاریکی انتظارش را می‌کشید محبوبه و رحیم باهم ازدواج کردند؛ بدون حضور خانواده‌ی دختر، بدون جشن، بدون رضایت. محبوبه وارد خانه‌ای کوچک و فقیرانه شد؛ خانه‌ای که مادرشوهرش زنی خشک، تندخو و سخت‌گیر بود. رحیم هم از صبح تا شب کار می‌کرد و خسته برمی‌گشت. در چنین فضایی، محبوبه که در ناز و نعمت بزرگ شده بود، کم‌کم فهمید که عشقِ بدون پشتوانه‌ی اقتصادی و اجتماعی، تنها یک رویا بوده است. اما هنوز ته‌مانده‌ای از امید در دلش روشن بود رحیم، مردی مهربان و ساده‌دل بود، اما زیر فشار زندگی، کم‌کم تغییر کرد. مادر رحیم که از همان ابتدا محبوبه را نمی‌خواست، مدام او را تحقیر می‌کرد؛ از طرز غذا درست کردن تا لباس پوشیدن. محبوبه تحمل می‌کرد، اما هر روز بخشی از عشقش رنگ می‌باخت. روزها با دعوا و تنش می‌گذشت و شب‌ها با سکوت‌های سنگین. رحیم احساس می‌کرد محبوبه همیشه از بالا به او نگاه می‌کند. محبوبه هم احساس می‌کرد رحیم دیگر دلش با او نیست. عشق، آرام‌آرام زیر فشار واقعیت خرد می‌شد. محبوبه باردار شد. چند ماه بعد، کودکی به دنیا آورد که می‌توانست نقطه‌ی آشتی و خوشبختی باشد. اما این بار هم رحیم در دام بی‌اعتمادی و تندخویی افتاد. از مادرش تأثیر می‌گرفت، به محبوبه سخت می‌گرفت، و گاهی حتی بی‌جهت عصبانی می‌شد. محبوبه که روزی برای عشق از همه چیز گذشته بود، اکنون با کودکی در آغوش، در تنهایی و ناامیدی غرق می‌شد. روزهای سخت پشت هم آمدند. محبوبه احساس می‌کرد دیگر راهی ندارد. او که روزی با عشق آتشین وارد زندگی رحیم شده بود، اکنون به ته خط رسیده بود. رحیم نیز که غرور مردانه‌اش جریحه‌دار شده بود، نتوانست زندگی را نگه دارد. در نهایت، محبوبه از رحیم جدا شد. با یک کودک، با دلی شکسته، و با پشیمانی عمیقی که سال‌ها بعد هم از یادش نرفت. خانواده‌اش که روزی او را طرد کرده بودند، بالاخره او را پذیرفتند؛ اما نه با آغوش باز، بلکه با نگاهی سرزنش‌آمیز: «دیدی گفتیم؟ دیدی اشتباه کردی؟» حالا، سال‌ها گذشته. محبوبه پیر شده و سیما، نوه‌اش، آمده تا از او مشورت بگیرد. محبوبه داستان زندگی‌اش را با صداقت کامل تعریف می‌کند؛ نه برای اینکه سیما را از عشق بترساند. بلکه برای اینکه به او بگوید: عشق زیباست… اما عشق بدون شناخت، بدون عقل، بدون هماهنگی فرهنگی و طبقاتی… می‌تواند آدم را نابود کند. محبوبه نمی‌گوید که عشق کار اشتباهی‌ست؛ او فقط می‌گوید تو باید بدانی که زندگی، فقط عشق نیست. سختی دارد. واقعیت دارد. سیما که داستان را شنیده، حالا می‌فهمد که تصمیمش چقدر مهم و سرنوشت‌ساز است. --- رمان بامداد خمار داستانی‌ست درباره‌ی تاوان یک تصمیم؛ داستان دختری که فکر می‌کرد عشق کافی‌ست… و سال‌ها بعد فهمید که زندگی، ترکیبی از عشق و عقل و واقع‌بینی است. این کتاب، هشداری نیست؛ تجربه‌ای است از نسلی به نسل دیگر. مانند نوری که از گذشته می‌آید تا امروز ما را روشن کند.

Comments
  • دجال بزرگترین فریب تاریخ.راز ترسناک دجال که کمتر کسی می‌داند. 1 день назад
    دجال بزرگترین فریب تاریخ.راز ترسناک دجال که کمتر کسی می‌داند.
    Опубликовано: 1 день назад
  • 👰‍♀️داستان دامادی که گربه رو دم حجله کشت و باعث وحشت عروس شد👰‍♂️ 1 месяц назад
    👰‍♀️داستان دامادی که گربه رو دم حجله کشت و باعث وحشت عروس شد👰‍♂️
    Опубликовано: 1 месяц назад
  • 🌍 مولانا: چرا شب سیاه است و گل سرخ؟ 🌹 رازی که جهان را تکان داد! 6 дней назад
    🌍 مولانا: چرا شب سیاه است و گل سرخ؟ 🌹 رازی که جهان را تکان داد!
    Опубликовано: 6 дней назад
  • РФ внезапно меняет тактику / Путин обратился к ООН? 2 часа назад
    РФ внезапно меняет тактику / Путин обратился к ООН?
    Опубликовано: 2 часа назад
  • موزیک گلچین ایرانی
    موزیک گلچین ایرانی
    Опубликовано:
  • ای ساربان آهسته رو: غزل دلنشین سعدی با موسیقی آرامش‌بخش (۲۰ دقیقه اشعار سعدی و عطار) 4 месяца назад
    ای ساربان آهسته رو: غزل دلنشین سعدی با موسیقی آرامش‌بخش (۲۰ دقیقه اشعار سعدی و عطار)
    Опубликовано: 4 месяца назад
  • وقتی خاطرها حالمون رو خوب میکنه.30 دقیقه  از ویگن و مرضیه به صورت مدرن شده با صدای آویسا | AVISA 6 дней назад
    وقتی خاطرها حالمون رو خوب میکنه.30 دقیقه از ویگن و مرضیه به صورت مدرن شده با صدای آویسا | AVISA
    Опубликовано: 6 дней назад
  • بازخوانی متفاوت چهار اثر شاهکار از گوگوش 2 дня назад
    بازخوانی متفاوت چهار اثر شاهکار از گوگوش
    Опубликовано: 2 дня назад
  • چرا گیجی؟! چرا گمی؟! 2 дня назад
    چرا گیجی؟! چرا گمی؟!
    Опубликовано: 2 дня назад
  • «آخرین نبرد» تمدنی ایرانیان ؟ گفتگو با بردیا پارس Трансляция закончилась 4 дня назад
    «آخرین نبرد» تمدنی ایرانیان ؟ گفتگو با بردیا پارس
    Опубликовано: Трансляция закончилась 4 дня назад
  • СЧАСТЬЕ ПО КОРАНУ | КАК СТАТЬ СЧАСТЛИВЫМ? | ВЕРА И СЧАСТЬЕ 15 часов назад
    СЧАСТЬЕ ПО КОРАНУ | КАК СТАТЬ СЧАСТЛИВЫМ? | ВЕРА И СЧАСТЬЕ
    Опубликовано: 15 часов назад
  • عقل بهتر است یا ثروت؟ روایتی آموزنده از بهلول در قصر هارون الرشید 1 месяц назад
    عقل بهتر است یا ثروت؟ روایتی آموزنده از بهلول در قصر هارون الرشید
    Опубликовано: 1 месяц назад
  • 😂داستان طنز شاه عباس در حمام زنانه😂 1 месяц назад
    😂داستان طنز شاه عباس در حمام زنانه😂
    Опубликовано: 1 месяц назад
  • ❤️ Истории из старых кафе — Французский шансон — Парижские песни о любви 11 дней назад
    ❤️ Истории из старых кафе — Французский шансон — Парижские песни о любви
    Опубликовано: 11 дней назад
  • حکایت بهلول و سفیر عثمانی،وقتی زیرکی بر قدرت غلبه میکند 1 месяц назад
    حکایت بهلول و سفیر عثمانی،وقتی زیرکی بر قدرت غلبه میکند
    Опубликовано: 1 месяц назад
  • 🧔‍♂️پسری که با تنها سکه ای که تمام دارایی‌اش بود دنیا رو خرید 🧔‍♂️ 1 месяц назад
    🧔‍♂️پسری که با تنها سکه ای که تمام دارایی‌اش بود دنیا رو خرید 🧔‍♂️
    Опубликовано: 1 месяц назад
  • قیامت، ناگهانی نمی‌آید.ما هستیم که همیشه فکر می‌کنیم وقت داریم…قیامت، ادامه زندگی‌ست نه پایان آن. 1 месяц назад
    قیامت، ناگهانی نمی‌آید.ما هستیم که همیشه فکر می‌کنیم وقت داریم…قیامت، ادامه زندگی‌ست نه پایان آن.
    Опубликовано: 1 месяц назад
  • 🏴از ماست که بر ماست🏴 داستان کباب غاز، اثر طنز از محمد علی جمالزاده 1 месяц назад
    🏴از ماست که بر ماست🏴 داستان کباب غاز، اثر طنز از محمد علی جمالزاده
    Опубликовано: 1 месяц назад
  • Chanson Française d’Amour 🎼 Douce Émotion et Harmonie Sensible sous les Lumières de Paris 🇫🇷 1 месяц назад
    Chanson Française d’Amour 🎼 Douce Émotion et Harmonie Sensible sous les Lumières de Paris 🇫🇷
    Опубликовано: 1 месяц назад
  • فرشته مرگ هنگام جان گرفتن دختر بچه گریه کرد و جان او را نگرفت. 1 месяц назад
    فرشته مرگ هنگام جان گرفتن دختر بچه گریه کرد و جان او را نگرفت.
    Опубликовано: 1 месяц назад

Контактный email для правообладателей: u2beadvert@gmail.com © 2017 - 2026

Отказ от ответственности - Disclaimer Правообладателям - DMCA Условия использования сайта - TOS



Карта сайта 1 Карта сайта 2 Карта сайта 3 Карта сайта 4 Карта сайта 5